۱۳۸۶ اسفند ۲۴, جمعه

همه با هم برای ایران


تا زمانی که 1000 خانواده برای کانال یک جمع نگردد این وبلاگ به روز نخواهد شد. و در صورتی که جمع نگردد این وبلاگ را حذف خواهم کرد.

۱۳۸۶ اسفند ۲۲, چهارشنبه

مردم گریه یک کاندیداهای رژیم را درآوردند

سایت حکومتی البرز: عدم استقبال از سخنرانی یک کاندیدا ,اشک وی را درآورد. يكي از داوطلبان نمايندگي در فومن و شفت زمانيكه براي سخنراني با مكان خالي روبرو شد شروع به گريه كردن كرد.
این کاندیدا هنگاميكه براي سخنراني در يكي ازمحله هاي شفت رفته بود با مكان خالي روبرمیشود و با گفتن السلام عليك يا ابا عبدالله به شدت گریه میکند. وی پس از چند دقيقه مكان را ترك كرد.

پرتاب راکت به پایگاه آمریکايی در عراق: سه نظامی کشته

به گزارش خبرگزاری فرانسه از بغداد، منابع نظامی آمريکا در عراق اعلام کردند سه نظامی اين کشور صبح امروز در حمله راکتی شبه نظاميان به يک پايگاه ارتش آمريکا در جنوب عراق کشته شدند.
سخنگوی ارتش آمریکا در عراق گفت بر اثر شلیک راکت به پایگاه ما در نزدیکی ناصریه (350 کیلومتری جنوب بغداد) سه نظامی کشته و دو تن دیگر مجروح شدند.
روز دوشنبه نیز هشت نظامی آمریکايی در انفجار و درگیری در عراق جان خود را از دست دادند.
وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) روز گذشته در آخرین گزارش خود در باره عراق، رژیمهای تهران و دمشق را به حمایت از تروریستها و شبه نظامیان متهم کرده است.

"بنیاد راکفلر" راز لپ های گل انداخته "حسن خمینی" را میداند!




تهیه و تدوین: حسن داعی




چند روز مانده به انتخابات قلابی مجلس اسلامی در ایران و در حالیکه سردرگمی و پریشانی بر اردوی دوستداران نظام سایه انداخته است، "رابین رایت" خبرنگار "ایران دوست" و "آخوند پرور" واشنگتن پست با خوشحالی فراوان نتایج یک نظر سنجی تلفنی از مردم ایران را به اطلاع افکار عمومی رساند. برطبق این نظرسنجی کاملا "علمی و بیطرفانه"، 80 در صد مردم ایران در انتخابات شرکت خواهند نمود. رادیو فردا در این مورد میگوید: (19 اسفند)
« بيش از ۸۰ درصد از کسانی که به پرسش های اين نظرسنجی پاسخ دادند با آنکه طرفدار هيچ نامزدی نبودند گفتند در انتخابات ۲۴ اسفند شرکت می کنند... بر طبق نظرسنجی این روزنامه، محمود احمدی نژاد وضعيت بهتری نسبت به گذشته پيدا کرده است و ۴۲ درصد از افراد شرکت کننده در نظرسنجی، سياست های اقتصادی رييس جمهوری اسلامی را در «مسير درست» ارزيابی کرده اند. اين در حالی است که در ماه ژوئن گذشته، تنها ۲۷ درصد از شرکت کنندگان نظر مساعدی درباره سياست های اقتصادی آقای احمدی نژاد داشتند.»
این نظرسنجی که بیشتر به چشم بندی شعبده بازها یا به گفته آخوندها، به معجزه آقا امام زمان، شبیه است، و بودجه آن نیز توسط "بنیاد راکفلر" تأمین گردیده، هم از نظر زمانبندی و هم بخاطر سوالات مطرح شده، به یک نیاز جدی برخی از محافل سیاسی-اقتصادی آمریکا پاسخ میدهد. برای درک این نیاز، بهتر است به یکی دو ماه پیش برگردیم.
همانطور که بیاد داریم، علی خامنه ای رهبر رژیم، در سخنرانی خود در یزد، "اصلاح طلبان" را متهم نمود که سوگلی آمریکا بوده و جرج بوش به آنان نظر مثبتی دارد. طبعآ این اتهام سنگین، آنهم در آستانه انتخابات مجلس رژیم بدون پاسخ نماند و دوستان دوم خردادی به میدان آمده و مبارزات "ضد آمریکائی" خود را در معرض قضاوت گذاشتند. متعاقبآ دعوای شدیدی بر سر اینکه چه کسی ضد آمریکائی تر است بین حسین شریعتمداری از یکطرف و "اصلاح طلبان" امروزی یا خط امامی های دیروزی از طرف دیگر درگرفت. "عیسی سحر خیز" به دفاع از گروگانگیری سفارت آمریکا پرداخت و آنرا بعنوان پیشینه مبارزات ضد آمریکای خود و دوستان اصلاح طلب به رخ شریعتمداری کشید: (روز، 24 دیماه، آمریکا و حمایت از اصلاح طلبان)
«در جريان تسخير سفارت آمريكا كه از جانب آيت الله خميني "انقلاب دوم" لقب گرفت، ‏كساني چون دوستان نزديك امروز جناب شريعتمداري، چون احمدي نژاد، جايگاهي ‏نداشتند جز قرار گرفتن در مقام "فراريان ورود به ماجرا" و "طرفداران تسخير ‏سفارت شوروي»
"محسن میردامادی" رهبر کنونی حزب مشارکت، ازاین نیز فراتر رفت و اساسآ منکر تمام حمایت ها و امدادهای گوناگونی شد که آمریکا نثار "اصلاح طلبان" قلابی ایران کرده و میکند. وی میگوید: (نوروز، 25 دیماه)
«آمریکا همواره تلاش کرده بود از ایران و از اسلام سیاسی چهره‌ای غیرعقلانی، ماجراجو، بی‌منطق و خشن و واپس‌گرا ارائه دهد و با آمدن آقای خاتمی و اقبالی که در سطح منطقه و در سطح بین‌الملل از وی و ایده‌هایش شد، همه تبلیغات آمریکا بی‌اثر شد و ارائه چهره‌ای مردمسالار و منطقی از ایران آمریکا را در مقابله با ایران در عرصه بین‌المللی خلع سلاح کرد. به این دلیل‌ در دوران اصلاحات سیاست‌ها و تلاش آمریكا در قبال ایران مقابله با اصلاحات و تضعیف جریان اصلاحی در کشور بوده است.»
"سعید شریعتی" عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت نیز معتقد است: (نوروز، 24 دی)«دشمني آمريكا با اصلاح‌طلبان بيشتر است. اصلاح‌طلبان نگاه‌شان به طور اصولگرايانه‌تري ضد آمريكايي است»
درست در بحبوجه این دعوا، "هوشنگ امیراحمدی" وارد ایران شده و بدون آنکه خودش متوجه شود یک مشت و لگد نیز نصیب وی میگردد. دوستان اصلاح طلب که مورد اتهام "آمریکائی بودن و ناز و غمزه کردن برای جرج بوش" قرار گرفته بودند، سفر امیراحمدی را علنی کرده و گفتند که "دلال روابطه ایران و آمریکا" به کمک احمدی نژاد به ایران آمده است. از آنجا که سال گذشته باند رقیب با دستگیری هاله اسفندیاری و برخی همراهان، از طریق وصل کردن آنها به اصلاح طلبان قصد انتقام جویی داشت، اکنون زمان تلافی برای باند خاتمی نیز فراهم شده بود.
امیر احمدی نیز با کمال صراحت گفت که بله درست است و رئیس جمهور احمدی نژاد لطف کرده و کار پاسپورت مرا درست کرده است و من از او متشکرم. 1 (کارگزاران، 14 اسفند )
اما هنوز تکلیف این دعوای ضد آمریکائی مشخص نشده بود که ناگهان نزاع دیگری بین باند خامنه ای و اصلاح طلبان بروز کرد. ماجرا از این قرار بود که وقتی سید حسن خمینی، نوه روح الله خمینی، به دفاع از اصلاح طلبان وارد گود شد، یکی از سایت های وابسته به احمدی نژاد، در مقاله ای با عنوان "راز لپ های گل انداخته ..." به تشریح این موضوع پرداخت که چرا لپ های حسن خمینی همیشه گل انداخته و قرمز است. نویسنده مزبور، دلیل آنرا زندگی مرفه ایشان در بالای شهر و منجمله استفاده از ماشین بی ام و" که توسط باند خاتمی به او اهدا شده" و مواهب مادی زندگی همچون حمام بخار در منزل و غیره دانسته بود. بدنبال این حمله ناجوانمردانه، مخلصان ولایت از هر دو طرف به صحنه آمده و این بار دعوا بر سر این بود که چه کسی نزدیکتر و محرمتر به "امام راحل" و "بیت ایشان" است. (امروز 24 بهمن)
«محمدعلي انصاري از اعضاي دفتر امام خميني در يادداشتي كه در اعتماد ملي چاپ شده، نوشت: استفاده از جمله راز لپ‌هاي گل انداخته اگر به اين دليل باشد كه چون امام و خاندان امام از سلاله پاكان پيامبران و امامان معصوم (ع) و خصوصا از سيل فريادگر امام حسين (ع) هستند و آنها نيز زيبا، دلبر، خوشرو، تميز،‌دلنشين و گل انداخته بودند مشكلي نيست.
مهدي كروبي دبير كل حزب اعتماد ملي از آنچه فحاشي، جسارت و اهانت به نوه بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران مي‌ ناميد، به شدت ابراز تاسف كرد و هشدار داد: اگر اين بي‌حرمتي بار ديگر تكرار شود، فرزندان انقلاب و ياران امام (ره) جوابي به اهانت‌كنندگان خواهند داد كه هم خود آنها پشيمان شوند و هم كساني كه پشت پرده اينان را مي‌گردانند.»
درحالیکه نزاع بر سر "بیت امام" و "لپ گل انداخته" نوه ایشان به اوج خود رسیده بود، خبری تکان دهنده فضای انتخاباتی کشوررا منقلب نمود. "آیت الله توسلی"، رئیس دفتر خمینی، در حالیکه در جلسه مجمع تشخیص مصلحت مشغول دفاع از بیت امام بود، از شدت ناراحتی دچار سکته قلبی شد و به شکل "شهادت گونه" به خمینی پیوست.
به گفته حاضران، توسلی در حالیکه از دست "واپسگریان" به شدت عصبانی بود دچار سکته شد و تلاش های علی اکبر ولایتی که با استفاده از شیوه تنفس دهان به دهان به نجات او شتافت موثر واقع نگردید و وی به دیار باقی شتافت. محمد هاشمی (برادر هاشمی رفسنجانی) که اخیرا اصلاح طلب شده به تشریح این فاجعه پرداخته که البته دست کمی از روضه خوانی صحرای کربلا ندارد: (سایت روز، 28 بهمن)
« آيت الله توسلي در حين اظهار سخنانش، با بيان هر کدام از جملات به شدت با ‏بغض‎ ‎سخن مي گفت و در مواردي اشک ريخت و با گريه ادامه سخن مي داد و از شدت تأثر، منقطع‎ ‎سخن مي ‏گفت. ایشان با يادآوري اينکه در زمان امام نيز مقدس‎ ‎نماها مي کوشيدند ‏خود را مطرح کنند، خاطره اي را از دوران حيات امام نقل کرد که بر‏‎ ‎اساس آن امام فرموده اند مبارزه ‏و سختي ها براي پيروزي انقلاب، فقط گلوله و سرنيزه‎ ‎نبود که اگر بود تحملش بسيار آسان تر بود بلکه زخم زبان ‏ها و طعنه ها، بسيار‎ ‎دردناک تر و جگر سوز تر از گلوله بود.
آيت الله توسلي در بيان اين سخنان باز هم‎ ‎به گريه افتاد و در حالي که بار ديگر، سخن ‏ديگري از امام درباره متحجران و مقدس‏‎ ‎نماها و واپسگراها را بيان مي کرد، در زماني که به کلمه واپسگراها ‏رسيد از روي‎ ‎صندلي به پايين افتاد که بلافاصله دکتر ولايتي که در جلسه حاضر بود، بر بالين وي‎ ‎حاضر شد و ‏در همين زمان آمبولانس نيز به محل رسيد و ايشان را به بيمارستان شهيد‎ ‎شوريده منتقل کرد اما ساعتي بعد کساني ‏که همراه ايشان به بيمارستان رفته بودند خبر‎ ‎دادند که ايشان به لقاءلله پيوسته اند»
بلافاصله، دعوای جدیدی بین طرفداران "امام" شروع شد. این بار مسئله این بود که آیا ایشان بخاطر دفاع از امام و حمله به واپسگرایان سکته کرده، (شهید شده) یا بدلیل عوارض جسمی که بخاطر مفت خوری نصیب آخوندها میشود به خمینی پیوسته است. حسین شریعتمداری وارد قضیه شده و میگوید: (کیهان 29 بهمن)
«بايد پرسيد اگر مطابق ادعاي برخي از مدعيان اصلاحات، مرحوم آيت الله توسلي از غصه و اندوه اهانت به نوه حضرت امام(ره) سكته كرده و دار فاني را وداع گفته اند، چرا در مقابل آنهمه اهانت هاي وقيحانه به شخص حضرت امام(ره)، اسلام، پيامبر خدا(ص)، ائمه معصومين(ع)، انقلاب، قرآن و... دچار عارضه قلبي و سكته نشده بودند؟»
در میانه این بازار آشفته که معلوم نیست چه کسی ضد آمریکائی تر است یا کدام جناح بیشتر نگران "بیت امام" میباشد، احمدی نژاد فرصت را مغتنم شمرده و برای دفاع از برنامه هسته ای رژیم، این بار سراغ "امیر کبیر" رفت. پس از دکتر مصدق و کورش کبیر، اکنون باید سراغ یکی دیگر از مفاخر ملی و افتخارات تاریخی مملکت رفت و آنرا به لجن کشید: (انتخاب، 20 اسفند)
«رئيس جمهور در ائين بزرگداشت دويستمين سالگرد تولد محمدتقي خان امير کبير گفت: ماجراي اميرکبير از يک طرف خودباوري و غرور ملي و افتخار را در ما زنده مي کند و از سوي ديگر نيز غم سنگين را بر دل ما مي نشاند. .. آقای احمدي نژاد تصريح کرد: دنيا بداند اگر روزي با خدعه و نيرنگ امير کبير را از اين ملت گرفت اما امروز اين ملت زنده است و به فضل الهي راه او را مي پيمايد و در اينده نزديک اين ملت همه ارزوهاي تاريخي خود را محقق خواهد ساخت و بر بام عزت جهان خواهد ايستاد.»
از آنجا که تاکنون هاشمی رفسنجانی خود را وارث امیرکبیر جا زده بود، احتمالا این دستبرد تاریخی بدون پاسخ نخواهد ماند. اما در میانه این دعوا، شورای نگهبان نظر خود در مورد صلاحیت کاندیداها را اعلام کرد و معلوم شد که علیرغم تلاش اصلاح طلبان برای ضد آمریکائی نشان دادن خود یا سینه چاک کردن برای "امام راحل"، باند خامنه ای هیچ رحم و شفقتی به آنان نکرده و اکثریت آنان را در لیستهای به اصطلاح انتخاباتی سلاخی کرده است. اصلاح طلبانی که در چند ماه گذشته برای بالا بردن قیمت خود به ناز و کرشمه پرداخته و گفته بودند که در هیچ انتخابی که آزاد نباشد شرکت نخواهند نمود، در مقابل این سوال قرار گرفتند که بالاخره تکلیف چیست و جواب مردم را چگونه دهند.
البته دوستان "اصلاح طلب" از آنجا که درگیر دعواهای روزمره در داخل هستند، ممکن است گاهآ جهت گیری کلی و صلاح نظام از دستشان در برود و در بحبوجه جنگ و دعوا، امر به خود آنان نیز مشتبه شود. از اینرو، باید دستشان را گرفت و راه را به آنان نشان داد. طبیعی است که حفظ نظام اصلی است خدشته ناپذیر که مقدم بر هر وظیفه دیگر است. اینگونه دعواها نیز فراموش شدنی است و با یک روبوسی تمام میشود. برای درک این موضوع به سراغ جلسه ای برویم که دست اندرکاران سیاست خارجی رژیم را گردهم آورده بود. (سایت تابناک، 17 بهمن)
«شب گذشته مراسم بزرگداشت بیست و پنجمین سال فعالیت دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت امور خارجه با حضور منوچهر متکی، وزیر امور خارجه و تعدادی از کارگزاران فعلی و گذشته دستگاه دیپلماسی کشور در محل این دفتر مطالعاتی برگزار شد.»
در این جلسه، معلوم شد که علیرغم دعواها و یقه درانی های جناح های گوناگون، وقتی پای منافع کل نظام میرسد، همه عاشق یکدیگرند:
« صادق خرازی، سفیر سابق ایران در پاریس دیگر سخنران این مراسم بود که در آغاز سخنانش گفت: اگرچه ما با سیاست های دولت از نظر فکری فاصله داریم اما متانت، پرهیزکاری و اینکه آقای متکی از اعضای خانواده وزارت خارجه هستند، باعث می شود که در این مجال به مسائل گذشته و حال نپردازیم و ادب حکم می کند از ایشان تشکر کنیم و بنده همین جا اعلام می کنم که آقای متکی دوستتان داریم و دوستی ما با شما پایدار است.»
از ماساژ قلبی و تنفس "دهان به دهان" ولایتی برای نجات توسلی، به ابراز عشق صادق خرازی به منوچهر متکی میرسیم. حال که همه دوستداران انقلاب اسلامی اینگونه در کنار یکدیگرند، پس تکلیف انتخابات چیست؟ پاسخ این سوال را یکی دیگر از شرکت کنندگان آن مهمانی، یعنی عباس ملکی، معاون سابق وزارت خارجه رژیم داده است. ایشان که چند سالی است ظاهرا به ادامه تحصیل در دانشگاه هاروارد مشغول است، یکی از راههای حفظ نظام را استفاده از "دیپلماسی نرم" میداند که ترجمه اش همان سیاه کردن افکار عمومی و طرفهای خارجی است. ایشان میگوید: (دیپلماسی ایرانی، عباس ملکی ، توصیه هائی برای ایران، 7 مارس)
«وظیفه چهارم سیاست خارجی تاثیرگذاری بر اذهان مردم دیگر کشورها از طریق روشهای روابط عمومی است. روابط عمومی به معنای مدیریت کردن ارتباطات خارجی یک سازمان برای ایجاد تصویر مثبت از آن سازمان است. این کار به هر واحد از جمله یک کشور اجازه می دهد که موفقیت های خود را در میان دیگر جوامع شایع سازد، شکست های آن کشور را کوچک جلوه دهد و تغییرات در حکومت و جامعه را برای دیگران توضیح دهد...
از ارزشهای اساسی ایران که می تواند در سطح جهانی مطرح شود می توان به دمکراسی نسبی موجود در ایران، انتخابات متعدد، نقش زنان در جامعه و شکوفایی جامعه مدنی از طریق تعدد سازمان های غیر دولتی اشاره داشت.»
طبیعی است که دوستان نظام در خارجه وظیفه خود برای تبلیغ در مورد "نقش زنان در جامعه" یا "شکوفائی جامعه مدنی" را فراموش نکرده اند که خوانندگان این مقاله حتما تا کنون نمونه های زیادی از آن را مشاهده نموده اند. اما مهمترین مسئله، حفظ ظاهر دموکراسی و نمایش انتخابات آزاد در ایران تحت تسلط ملایان است.
دراینجاست که نقش ایران دوستانی مثل "رابین رایت" برجسته تر میشود. مگر میشود بخاطر برخی کجرویهای ناچیز شورای نگهبان یا تنگ نظری ناقابل بعضی از دوستان یا چند دعوای خانوادگی مثلآ در مورد نحوه مرگ آیت الله توسلی، آب پاکی روی این بزرگترین دموکراسی خاورمیانه ریخت؟ سالهاست که غول مالی-نفتی "راکفلر" و دیگر صاحبان تجارت شریف نفت، برای حفظ این حکومت به دروغ پراکنی و لابیگری مشغولند و مهمترین پایه تبلیغاتی آنان نیز همین انتخابات آبکی است. پس باید وارد صحنه شد و راه درست را به همگان نشان داد. باید صلوات فرستاد و به این کینه های صوری پایان داد.
پیام خانم "رایت" و "عباس ملکی" بطور خلاصه همین است که مبادا دوستان اصلاح طلب دچار توهم شده و فکر کنند که مخاطب اصلی این انتخابات قلابی مردم ایران هستند. برعکس، مردم میهن مان سالهاست دور این شعبده بازی ها را خط کشیده اند. این نمایشات بدرد آندسته از محافل خارجی و مراکز قدرت در غرب میخورد تا با سوءاستفاده از آن در افکار عمومی، مانع از برخورد قاطع و جدی جامعه جهانی بر علیه رژیم خونخوار حاکم بر کشورمان گردند. بنابراین باید در هر زمان توجیه مناسبی پیدا کرد تا باندهای متخاصم درونی رژیم وارد بازی این انتخابات شوند.
طبیعی است که برای انجام این وظیفه میهنی یعنی حفظ نظام، باید در صورت لزوم نقش های متفاوت را بخوبی بازی نمود. دراین آشفته بازاری که معلوم نیست چه کسی خط امامی است یا کدام جناح بیشتر ضد آمریکائی است و حتی احمدی نژاد نیز طرفدار امیر کبیر میشود، برای جماعت آخوند و آخوندزاده درآمدن به هر لباس، کاری است سهل و شبیه آب خوردن. نمونه روشن آن، خود "عباس ملکی" است که بعنوان یکی از رهبران شبکه لابی رژیم در آمریکا زندگی میکند.
عباس ملکی در آغاز انقلاب، پاسدار کمیته در منطقه یکم بود و پدرش نیز رئیس همان کمیته بود. بعدآ با عنوان "مهندس ملکی" به وزارت خارجه رفت و سالها معاون ولایتی بود. پس از آمدن خاتمی، در حالیکه هنوز مشاور "رهبر" بود، به آمریکا آمد و به "پرفسور ملکی" ارتقا عنوان یافت. همانطور که مشاهده میشود ایشان همان مسیری را طی کرده که دوم خردادیهای سابق رفته اند. جالب توجه است که ایشان علاوه بر عضویت در مافیای نفتی رژیم، در ضمن، نماینده دائی خود یعنی "آیت الله فاضل لنکرانی" نیز هست. عباس ملکی "معاون دفتر بین المللی" این آیت الله است. 2
ممکن است خوانندگان این مقاله با این روحانی به اندازه کافی آشنا نبوده و سوال کنند که حضرت آقا چه نیازی به دفتر روابط بین المللی دارد. نگاهی به وب سایت این آخوند که به همه زبان های زنده دنیا ترجمه شده است، به شناخت بهتر ما کمک میکند. البته ایشان که اخیرا فوت کرده و به آیت الله توسلی پیوسته است، وظائف مرجعیت خود را به شیوه سلطنت موروثی به فرزندش انتقال داده است. مهمترین فتاوی ایشان که در صفحه اول وبسایت شان آمده بدینگونه است: 3
آيا خانم ها مي توانند در دوران عادت ماهانه قرآن بخوانند ؟هنگام سجده رفتن اگر در اثر عدم تعادل در سجده اول، پيشاني دو بار به مهر برسد تکليف چيست؟آيا ماشين لباسشويي لباس آلوده به عين نجاست را پاک مي کند؟
شخصآ به همه هموطنان خوش ذوق توصیه میکنم پاسخهای بسیار عمیق و موشکافانه "حضرت آیت الله لنکرانی" به این استفتائات را در سایت مربوطه بخوانند. با این حال ممکن است که خوانندگان از خود بپرسند که این فتاوی اگرچه بسیار ضروری و حیاتی است ولی چه احتیاجی به دفتر روابط بین المللی و آدمی مثل پرفسور ملکی دارد. نگاهی به یک فتوای دیگر پاسخی به این ابهام است. چند نفر از مقلدین ایشان در آذربایجان سوال کرده اند که تکلیف مومنین با فردی که در یک نشریه مقاله نوشته و ضمن برتر شمردن مسیحیت به اسلام، به حضرت محمد نیز اهانت کرده چیست؟
آیت الله در پاسخ میگوید که وظیفه هر مسلمان این است که هم نویسنده مذکور و هم صاحب آن نشریه را بدون درنگ به قتل برساند. 4
طبیعی است که وقتی عباس ملکی پاسدار و نماینده آیت الله لنکرانی میتواند برای حفظ بیضه اسلام به بلاد کفر رفته و نقش پرفسور را بازی کند، دوستان دوم خردادی نیز که در سیاه بازی استاد امثال ملکی هستند، حتما دلیلی برای شرکت خود در انتخابات پیدا میکنند. امثال "رابین رایت" و "راکفلر" راه را نشان داده اند. بوی نفت را دنبال کنید.
* برای مشاهده مجموعه مقالات و گزارشات در مورد شبکه لابی رژیم، میتوانید به آدرس سایت زیر مراجعه نمائید: http://www.iranianlobby.com/

۱۳۸۶ اسفند ۲۱, سه‌شنبه

شهاب‌نیوز ـ سخنگوی قوه قضاییه سرانجام روز سه‌شنبه خبر بازداشت یکی از فرماندهان ارشد و سابق نیروی انتظامی را تایید کرد.
به گزارش خبرنگار اجتماعی شهاب‌نیوز، دكتر علیرضا جمشیدی سخنگوی دستگاه قضایی روز سه‌شنبه در آخرین نشست خبری خود در سال 86 خبر بازداشت و تشکیل پرونده در «دادگاه کیفری تهران» برای یكی از مقامات ناجا را تایید کرد. وی یادآور شد که پرونده این فرمانده نیروی انتظامی هم‌اکنون در دادگاه کیفری در حال بررسی است و او با صدور «قرار» آزاد شده است. با آن که جمشیدی طبق قانون از توضیحات بیشتر درباره اتهامات «سردار رضا زارعی» فرمانده انتظامی استان تهران خودداری کرد و اعلام اتهامات وی را به پایان مرحله تحقیقات مقدماتی موکول نمود، با این حال تایید این خبر پس از آن صورت می‌گیرد که شایعات بسیاری درباره نحوه بازداشت زارعی و اتهامات او در سایت‌های اینترنتی منتشر شده است.
بنا بر این گزارش، طی هفته‌های اخیر رسانه‌های برون‌مرزی کوشیده‌اند به بهانه بازداشت «سردار رضا زارعی» فرمانده انتظامی استان تهران در حال اعمال خلاف عفت و اخلاق در یک خانه فساد، نیروی انتظامی را مورد حمله قرار دهند. مخصوصاً آن که سردار زارعی یکی از فرماندهان اصلی طرح مبارزه با اراذل و اوباش و برخورد با مظاهر فساد و بدحجابی در پایتخت بوده است. متاسفانه فرماندهی ناجا نیز با سکوت خود که به دلیل نگرانی از تضعیف نیروی انتظامی صورت گرفت، زمینه بیشتری را برای فراگیر شدن این شایعات فراهم کرد.بازداشت فرمانده انتظامی استان تهران یکی از مهم‌ترین و قابل تقدیرترین اقدامات دستگاه قضایی و خود نیروی انتظامی برای پالایش ناجا از معدود نیروهای فاقد صلاحیت به شمار می‌آید. گفته می‌شود که این بازداشت با حمایت مستقیم مقامات عالی دستگاه قضایی، سازمان قضائی نیروهای مسلح و نیروی انتظامی مخصوصاً آیت‌الله هاشمی شاهرودی و سردار احمدی‌مقدم صورت گرفته که نشانه‌ای از حساسیت این دو مقام ارشد به برخورد با تخلفات درون‌ سازمانی در نیروی انتظامی است. به ویژه آن که بر اساس برخی اخبار، فرمانده مزبور مدت‌ها تحت نظر اطلاعات نیروی انتظامی بوده است.

خاتمی: با تظاهر، هوچی‌گری و تحجر مسائل حل نمی‌شود


شهاب‌نیوز ـ رييس جمهور سابق کشورمان عصر امروز در جمع مردم اسلامشهر در مسجد علي‌ابن موسي‌الرضا(ع)ابراز اميدواري كرد كه مجلسي در خدمت اسلام، پيشرفت و اعتلاي كشور، برآورده كننده‌ي نيازهاي مردم و محرومان تشكيل شود، به گزارش بنیاد باران، حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی اظهار داشت: امامان به‌ويژه امام حسين (ع) سخنراني‌ها و نوشته‌هايشان را با كلام شهادتين آغاز مي‌كردند، علت ابراز مسلمانيت ایشان، تبليغات سوئي بود كه عليه ايشان مي‌شد تا نظر مردم را نسبت آنها بد كنند تا جايي كه امام حسين (ع) را ضد دين و انساني منحرف معرفي كردند.
وي ادامه داد: احساس مي‌كنم زمان ما اين‌گونه است اما قصد قياس و پاسخگويي به بدگويي‌ها را ندارم. رییس بنیاد باران هم‌چنين گفت: در فضاي تبليغاتي فعلي، خيلي‌ها ياران امام (ره) و افراد كارآمد و ارزشي و جريان‌هايي را كه براي خدا قيام كردند، زجر كشيدند، به زندان رفتند و براي مصالح ملت اهل سازش نبودند و با مستكبران اهل مبارزه بودند، طرفدار آمريكا و ضد انقلاب جلوه دادند كه باعث تاثر است. خاتمي با بيان اين‌كه بداخلاقي بسيار بد است، گفت: هدف بعثت پيامبر، ترويج اخلاق و درستي بود و كار بدتر از بداخلاقي اين است كه اين بداخلاقي به اسم اسلام و انقلاب باشد. ما هم ضد سلطه‌ اجانب و خواستار سربلندي و پيشرفت كشور هستيم. وي در ادامه با بيان اين كه گفته شده و به درستي گفته شده كه بايد كساني مسووليت بپذيرند و در موقعيت مسووليت قرار بگيرند كه به شعارها و ارزش‌هاي انقلاب پايبند باشند، تصريح كرد: يكي از محوري‌ترين شعارها و آرمان‌هاي بزرگ انقلاب اسلامي، دوري از شعارزدگي و تحريف شعارهاست. مردم ببينند چه كساني به اين شعارها و آرمان‌هاي محوري پايبندتر هستند و از آنها دفاع كنند. خاتمي مهم‌ترين شعار ملت ايران را كه به رهبري امام خميني(ره) انقلاب تاريخي را انجام داد، آزادي، استقلال و جمهوري اسلامي عنوان كرد و گفت: اين شعارها از بطن وجدان مردم قبل از پيروزي انقلاب اسلامي درآمده است. مردم نظام جمهوري اسلامي ايران مي‌خواهند. رییس جمهور سابق کشورمان هم‌چنين مهم‌ترين مظهر آزادي را آزادي اعمال حق حاكميت مردم بر سرنوشت خويش دانست و افزود: مردم از سلطه‌ مستبدان بيگانه به تنگ آمده بودند و اين شعار را 150 سال پيش سر مي‌دادند. وي هم‌چنين طرفداران آزادي ولنگارانه را بداخلاق و دروغگو خواند و گفت: آزادي يعني حاكميت مردم بر سرنوشت خودشان تا از حكومتشان بازخواست كنند تا اگر انتقادي داشتند بدون توسل به زور اوضاع را تغيير دهند. سید محمد خاتمي هم‌چنين گفت: استقلال يعني ايران روي پايش بايستد و از امكاناتش استفاده و از منافع و مصالحش دفاع كند كه تحقق اين امر هم مستلزم پيشرفت، توسعه‌ي علم، صنعت، ايجاد اشتغال، سرمايه‌گذاري، عدالت در جامعه و توزيع عادلانه‌ي درآمد است كه در دوره‌ي دولتم اين موضوع تحقق پيدا كرد. رييس بنياد باران هم‌چنين با اشاره به تدوين چشم‌انداز 20 ساله‌ كشور كه خواستار توسعه و پيشرفت كشور بود و ارسال آن به محضر مقام معظم رهبري، افزود: 17 سال ديگر ايران بايد قدرتمندترين كشور منطقه از نظر آزادي، سياسي، علم، تكنولوژي، توليد، رفع بيكاري و افزايش درآمد سرانه‌ باشد كه اين كار مشكلي نيست. وي با تاكيد بر اين‌كه ميزان راي ملت است، افزود: اگر كساني به اين ميزان و جمهوري اسلامي ايران اعتقاد ندارند، دوستدار اين مردم نيستند. خاتمي تاكيد كرد: بايد كساني بيايند كه به اين مردم اعتقاد داشته باشند و با تظاهر، هوچي‌گري و تحجر، مسائل حل نمي‌شود. رييس‌جمهور سابق كشورمان افزود: اگر بخواهيم به كشور الگو در منطقه تبديل شويم بايد آزادي سياسي داشته باشيم و از راي مردم حمايت و صيانت كنيم و اصلاح‌طلبي واقعي چيزي غير از اين نيست. خاتمي هم‌چنين با اشاره به برخي موارد مطرح‌شده درباره حمايت آمريكا گفت: اما من به صراحت مي‌گويم سياستمداران آمريكا نه مردم آمريكا، دشمن مردم منطقه هستند. وي گفت: سياستمداران آمريكا با سياست‌هاي خشن و غلطي كه در طول 50 سال اخير اتخاذ كرده‌اند و جنايت‌هايي كه در ايران انجام دادند، دشمني‌شان را نسبت به منطقه آشكار كردند. رييس‌جمهور سابق كشورمان در ادامه با بيان اين كه مردم همه بايد در انتخابات شركت كنند، اظهار كرد: شركت در انتخابات باعث تقويت نظام مي‌شود كه در معرض تهديدهاي فراواني است. خاتمي خطاب به حاضران افزود: حضور گسترده‌ شما باعث تشكيل مجلسي معقول، باتدبير و مومن به خدا و ارزش‌هاي انقلاب، شجاع، نظارت‌كننده بر اركان انقلاب و پياده كننده‌ي خواسته‌هاي مردم مي‌شود كه يافتن كساني با اين ويژگي‌ها سخت نيست. وي افزود: دشمنان، انتخاباتي بي‌رمق مي‌خواهند تا بگويند مردم از اصل نظام بريده‌اند و مجلس ضعيف مي‌خواهند كه حضور گسترده‌ مردم اين سحر را باطل مي‌كند، هم‌چنين سحر تنگ‌نظري‌هايي كه در غياب مردم يا حضور كم مي‌خواهد سليقه‌اي خاص را حاكم كند، با حضور مردم باطل مي‌شود. رييس‌جمهور سابق كشورمان در پايان ابراز اميدواري كرد كه مجلسي در خدمت اسلام، پيشرفت و اعتلاي كشور، برآورده كننده‌ي نيازهاي مردم و محرومان تشكيل شود.

۱۳۸۶ اسفند ۲۰, دوشنبه

اهدای جایزه‌ معتبر بنیاد اولاف پالمه به پروین اردلان


تغییر برای برابری: جایزه‌ی معتبر بنیاد اولاف پالمه در سال ۲۰۰۷، به ژورنالیست و فعال جنبش زنان ایران، پروین اردلان اهداء شد. اردلان از پایه‌گذاران مرکز فرهنگی زنان و از اعضای اولیه کمپین یک میلیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز است. او که سردبیر نشریه‌ی اینترنتی تریبون فمینیستی ایران و عضو تحریریه‌ی مجله اینترنتی زنستان، ارگان‌های تعطیل شده‌ی مرکز فرهنگی زنان بوده، در حال حاضر عضو تحریریه سایت تغییر برای برابری است.
بنیاد یادبود اولاف پالمه برای ایجاد تفاهم بین‌المللی و امنیت مشترک، در سال ۱۹۸۷ به منظور پاس‌داشت تلاش‌های بشردوستانه‌ی پالمه، نخست وزیر پرآوازه‌ی سوئد تاسیس شد. پالمه از سال ۱۹۶۹ تا ۱۹۸۶ که ترور و کشته شد، به مدت شانزده سال رهبر حزب سوسیال دمکراسی سوئد و طی دو دوره نیز نخست وزیر بود.
بنیاد اولاف پالمه اعلام کرد جایزه‌ی سال ۲۰۰۷ این بنیاد به پروین اردلان اهداء می‌شود. دلیل تعلق جایزه به اردلان، تلاشِ موفق او در تبدیل خواست برابرْحقوقیِ زنان و مردان به یکی از وجوه اصلی مبارزه برای دموکراسی در ایران ذکر شده است. امری که به سهم خود باعث شده است ابعاد اجتماعی و جغرافیاییِ جنبش زنان برای کسب آزادی‌های مدنی و حقوقی، گسترش چشمگیری بیابد. در بیانیه‌ی مطبوعاتی بنیاد یادبود پالمه از اردلان به عنوان یکی از چهره‌های شاخص جنبش زنان ایران نام برده شده است که در منطقه‌ای بحران‌زده، با فعالیت‌ها و تلاش مجدّانه‌اش، الگوئی است برای راه‌کار‌های مبتنی بر گفتگو و دمکراسی.
در بخشی از این بیانیه آمده است:
"پروین اردلان با وجود تهدید، آزار و پیگرد، با پشتکار و سماجت به مبارزه برای دستیابی به آرمان‌هایش ادامه داده است. او و سایر زنان فعال جنبش، با اتخاذ شیوه‌هایی مبتکرانه، موجب افزایش حمایت از خواست برابرْ‌حقوقی شده‌اند. کمپین جاریِ یک ملیون امضاء برای تغییر قوانین تبعیض‌آمیز، یکی از این نمونه‌های موفق است."
بنیاد اولاف پالمه کار و تلاش سرسختانه و مستمر این زنان را به عنوان نمونه و سرمشق دمکراسی و صلح‌ در منطقه‌ای پرآشوب و بحران‌‌‌زده، شایسته‌ی توجه بین‌المللی دانسته است.
هر سال در سی‌ام ماه ژانویه، سالگرد تولد پالمه، جایزه‌ی ویژه‌ای به نام "جایزه پالمه" به فرد یا افرادی که در جهت اهداف بشردوستانه و ترقی‌خواهانه‌ي اولاف پالمه فعالیت کرده باشند اهداء می‌شود. از زمان تاسیس این بنیاد تا کنون، افراد و سازمان‌های مختلفی موفق به دریافت این جایزه‌ی معتبر شده‌اند. نخستین جایزه‌ی پالمه، به خاطر مبازرات شجاعانه و مدّبرانه‌ی کارگران سیاه‌پوست اتحادیه‌ی کارگران معدنکار آفریقای جنوبی برای دستیابی به حقوق و ارزش‌های انسانی، در اختیار کیریل رامافوزا، رهبر وقت این اتحادیه قرار گرفت.
جایزه‌ی سال گذشته‌ی بنیاد به صورت مشترک به کوفی عنان، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد و مسعاد محمدعلی، وکیل مبارز سودانی که برای دفاع از حقوق بشر و استقرار صلح و امنیت تلاش‌های مستمری داشته‌اند اهداء شد.
اسامی برندگان جایزه ی پالمه:

۲۰۰۶ کوفی عنان، دبیرکل وقت سازمان ملل متحد و مسعاد محمدعلی از سودان

۲۰۰۵ دائو آونگ سان سو کی از برمه

۲۰۰۴ لودمیلا آلکسیوا، سرگئی کووالیوف، آنا بولیتکوساکایا از روسیه

۲۰۰۳ هانس بلیکس از سوئد

۲۰۰۲ هنان اشراوی از فلسطین

۲۰۰۱ فضل حسن عابد از بنگلادش

۲۰۰۰ برایان استیونسن از ایالات متحده آمریکا

۱۹۹۹ کردو باکسی از سوئد

۱۹۹۸ سازمان گزارشگران مستقل یوگسلاوی سابق

۱۹۹۷ سلیمه غزالی از الجزایر

۱۹۹۶ بروس هریس، کازا آلیانزا از آمریکای مرکزی

۱۹۹۵ سازمان جوانان فلسطینی الفتح و سازمان جوانان لیبرال اسرائیل

۱۹۹۴ وی ینگ‌شنگ از چین

۱۹۹۳ تشکیلات دانشجویان برای سارایِو

۱۹۹۲ آرزو عبداله‌یوا از ارمنستان و آناهیت بایندر از آذربایجان

۱۹۹۱ سازمان عفو بین المل

۱۹۹۰ هارلم دسئیر و اس، او، اس راسیسم از فرانسه

۱۹۸۹ واسلاو هاول از جمهوری چک

۱۹۸۸ خاویر پرز دکوئیار، دبیر کل سازمان ملل

۱۹۸۷ کریل رامافوزا از آفریقای جنوبی

به گزارش شبکه خبری بی بی سی، اداره امنیت ملی افغانستان اعلام کرده که چندین حلقه مین ساخت جمهوری اسلامی را در مناطق شرقی افغانستان کشف کرده است.
یک مسئول اداره امنیت ملی گفت که مین‎های کشف شده در مسیر راه کابل - جلال آباد جاسازی شده بود که نیروهای امنیتی افغان آن را پیدا کردند. مین های کشف شده از نوع خیلی پیشرفته است.
مقامات افغان و ناتو در گذشته نیز از کشف کاروانهای حامل سلاح و مین های ساخت جمهوری اسلامی در داخل افغانستان خبر داده بودند.
در ماه ژوئن سال گذشته نیز مقامات محلی در شهر هرات از کشف چندین مین خبر دادند که به گفته آنها ساخت جمهوری اسلامی بوده است.

گزارش مجله تایم از اثرات تحریمهای بین المللی


مجله تایم چاپ آمریکا طی گزارشی به اثرات تحریمهای بین المللی که علیه جمهوری اسلامی اعمال می شود، پرداخت و به نقل از یک مقام آمریکايی نوشت رژیم تهران با مشکلات بسیار زیادی برای گرفتن اعتبارات مالی در فعالیتهای تجاری خود روبرو است.
آدام زوبین، مدیر دفتر کنترل سرمایه های خارجی در وزارت خزانه داری آمریکا در گفتگو با تایم می گوید چنین وضعیتی معامله برای شرکتهای ایرانی را چه در زمینه مالی و چه صنعتی دشوار ساخته است. این روزها بانکهای زیادی در سراسر جهان در معامله با رژیم تهران با احتیاط بیشتری عمل می کنند.
تایم نوشت سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه که مجموعه ای از شرکتهای عظیم اقتصادی است، نرخ ریسک خود را با رژیم تهران افزایش داده است. همچنین اعتبارات صادراتی توسط آلمان، فرانسه و ژاپن برای رژیم تهران نیز بشدت کاهش یافته است. این کاهش توانمندی رژیم تهران را در واردات بشدت پائین آورد. برای مثال واردات تجهیزات حمل و نقل از اتحادیه اروپا طی سال گذشته به یک پنجم کاهش یافت.
این مجله نوشت شماری از بانکهای اروپايی نیز روابط خود را با رژیم تهران قطع و یا محدود کردند. بانکهای چین، امارات متحده عربی و بحرین نیز برای قطع رابطه با رژیم تهران بشدت از سوی آمریکا تحت فشار قرار دارند. فشاری که آمریکا روی موسسات مالی و اعتباری آورده، بزرگترین پالایشگاه نفت هندوستان را مجبور به قطع صادرات بنزین به ایران کرده است. شرکتهای دیگر نیز که به ایران بنزین صادر می کنند، می خواهند از هند الگوبرداری کنند.
تایم نوشت رژیم تهران به دلیل کمبود پالایشگاه مجبور است بیش از 40 درصد از مصرف بنزین داخلی خود را از خارج وارد کند. تلاش رژیم تهران برای جیره بندی بنزین باعث بروز ناآرامی در سراسر شهرهای ایران در سال گذشته شد.
این نشریه با اشاره به تلاش کشورهای غربی برای تصویب قطعنامه دیگر شورای امنیت که منجر به تشدید تحریمها و اتخاذ تدابیر امنیتی جدید علیه رژیم تهران خواهد شد، نوشت آمریکا و متحدانش خواستار آن هستند که تمام کشورهای عضو سازمان ملل متحد، تمامی محموله هايی را که مظنون به داشتن مواد غیرقانونی هستند، از مبدا یا مقصد ایران بازرسی کنند.
تایم نوشت این اقدام می تواند خطر رویارويی نظامی را در آبهای خلیج فارس میان رژیم تهران و ناوهای جنگی آمریکايی افزایش دهد.

به گزارش خبرگزاری فرانسه از واشنگتن، ديک چنی، معاون رئيس جمهور آمريکا در ماه مارس به خاورميانه سفر می کند.
کاخ سفید واشنگتن با انتشار بیانیه ای اعلام کرد معاون رئیس جمهور آمریکا سفر خود را به منطقه از روز 16 ماه مارس آغاز می کند. وی در این سفر از کشورهای عمان، عربستان سعودی، اسرائیل، کرانه باختری رود اردن و ترکیه دیدار خواهد کرد. معاون رئیس جمهور آمریکا پیرامون مسایل مشترک با همپیمانان کلیدی واشنگتن در منطقه گفتگو می کند.

تعیین جایزه یک میلیون دلاری برای ترور سران اسرائیل


شهاب‌نیوز: گروه سیاسی «جنبش عدالتخواه دانشجویی» یک‌شنبه شب طی مراسمی تحت عنوان «قصاص جالوت» در تهران اعلام کرد که «از طرف مردم ایران» یک جایزه یک میلیون دلاری را برای «اعدام انقلابی» 3 مقام ارشد اسرائیل توسط عملیات استشهادی در نظر گرفته است.

در این مراسم، دبیر ستاد پاسداشت شهدای جهان اسلام (گروهی که چند سال قبل اقدام به ثبت نام از داوطلبان عملیات استشهادی علیه عوامل و منافع رژیم صهیونیستی کرده بود) ضمن حمایت از این برنامه، خواستار ترویج فرهنگ جهاد و شهادت در میان جوانان و خصوصاً دانشجویان شد.
بر اساس گزارش رسمی گروه «جنبش عدالتخواه دانشجویی»، جایزه تعیین شده برای «اعدام انقلابی» ایهود باراک (وزیر جنگ اسراییل) 400هزار دلار، آموس یادلین (فرمانده اطلاعات ارتش) 300هزار دلار ومئیر داگان (رییس سازمان موساد) 300 هزار دلار و در مجموع 1میلیون دلار است. این گروه جایزه فوق را حداقل مبلغ اعلام کرده و تصریح کرده است که در ماه‌های آینده این رقم افزایش خواهد یافت.

تحریم نمايش انتخابات از سوی شماری از نیروهای ملی

اکنون که به شيوه های گوناگون مجال ورود به برگزيدگان واقعی ملت داده نشده است، مجلس را ديگر نمی توان خانه ملت ناميد و شرکت در چنين انتخاباتی نه تنها بی فايده بلکه به مسخره گرفتن ملت ايران است.
بيستم اسفند 1386
از انتخابات در کشورهای آزاد جهان بعنوان اهرمی بنيادين در نيل به حاکميت ملت نام برده می شود ، بديگر سخن اعتبار هر همه پرسی به ميزان مشارکت و نقش آزادانه ی مردم در آن سنجيده می شود ، از نگاه ديگر اعتبار بين المللی هر نظام نيز به ميزان تحقق حاکميت ملت و نقش مردم در اداره جامعه ارزيابی ميشود. درست از اين زواياست که از انتخابات يا همه پرسی در نظامهای پارلمانی بعنوان مهمترين اهرم اداره ی ملت بدور از کردارهای خشن و خشونت آميز ياد می شود .
بنيادی ترين ويژگی سامان های مردمسالار را داشتن مجلسی ملی و نمايندگانی آگاه ، کارآمد تشکيل می دهد . برپايی چنين مجلس پر توان ، کثرت گرا می تواندخواسته های ملت و حقوق ملی را در تمامی ميدان های ملی و بين المللی نمايندگی و تضمين کند ، چنين پارلمانی اساسی ترين شرط های حاکميت دموکراسی است .
در کشورهای غير دموکراسی يا مدعی دموکراسی چون باور به مشارکت واقعی مردم نهادينه نشده و مردم تنها بصورت کميتی عددی برای تأييد صوری عملکردها و چهره مردمی دادن به رفتارها به ميدان آورده ميشوند ناچار از زور به عنوان ابزار اداره جامعه استفاده می شود ، در پاره ای از اين کشورها با تمهيداتی در مسير گزينش مستقيم مردم سد ايجاد کرده و به آن ظاهر قانونی هم داده می شود و انتخابات را از فلسفه وجودی آن کاملاً تهی و کشور را به کژ راهه می برند ، اين رفتارها باعث می شود ، انتخاب کنندگان از انتخاب فرد دلخواهشان محروم شده و مردم مجاز نباشند آزادانه نامزدهای خود را برگزينند ، بلکه از ميان چند نفر که حاکميت پس از عبور از صافی هايی نظير شورای نگهبان (نهاد نظارتی ) با آنها موافقت کرده است و مجبور به انتخابند.
هستند بسيار که شايستگی و لياقت مديريت جامعه را دارا می باشند ، ولی نهادی که مسئول نظارت بر جريان انتخابات است ، مانع اين امر می شود آنهم با دلايلی که تنها برای خود و در ساختار خود ساخته و تفسير کرده قابل دفاع است، نه ساختار دموکراسی های جهان، در کشور ما شهروندان را دو درجه کرده اند "خودی و غير خودی" و برای غير خودی هيچ حقی قائل نيستند اين اعمال مخاطره آميز بوده و به يگانگی ملی صدمه زده و ميزند. نتيجه آن اينست که روز به روز دامنه انتخاب شوندگان کم و کمتر شده به تبع آن از تعداد انتخاب کنندگان نيز کاسته می شود، بطوريکه در تهران 12 ميليونی در انتخابات شورای شهر تنها در صد کمی از حائزين شرايط در انتخابات شرکت جستند .اساسا منتخبين چنين روندی چگونه ميتوانند با چنين پشتوانه ای در راستای منافع جمع حرکت کند و مدافع منافع جمع باشد، جز اينکه در بهترين شرايط از منافع انتخاب کنندگان خود حمايت خواهند کرد ، حاکميت چون با بی تفاوتی يا مخالفت های مردم روبرو می شود ، ناچار از کاربرد ابزار زور است و اينگونه است که زور بعنوان راه حل نهايی مطرح خواهد شد . ادامه اين روش واکنش های بی شماری را بدنبال خواهد داشت که نتيجه آن بی تفاوتی بيشتر و سپس بريدن مردم از دستگاه حاکمه است و .....
در جامعه هايی که به رغم ادعای دموکراسی کار بدستانش توجهی به خواست و نياز ملت ندارند ، پديده ی اپوزيسيون نيز به رسميت شناخته نمی شود و در نتيجه در چنين تفکری اساسا اجازه مشارکت در پست های تصميم گيری را تنها حق افراد و گروههای خودی می دانند و هيچگونه حقی در اين زمينه ها برای غير خودی ها قائل نيستند ، جز نمايش رأی دادن . با اين ترتيب تمام قدرت در دستان شماری اندک بصورت گردشی خواهد چرخيد و جامعه در راستای دو قطبی شدن سرعت خواهد گرفت و ، عدالت اجتماعی ،امنيت ملی ،ثبات سياسی توازن معقول اقتصادی ، رفع تبعيض های قومی و جنسيتی و آزاديهای فردی و همگانی به زير پرسش مي روند .
آنگاه حکومتی که به هر وسيله و هر دليلی خود را از ملت و خواسته هايش جدا کرد ، برای حفظ خويش ناگزير به بحران سازی و دشمن افزايی روی می آورد . امروز ميهن ما با شرايطی روبروست که حاکی از نابسامانی و ناکارآمدی و نا هماهنگی در بخش های گوناگون و سياستگزاری ها در اداره امور داخلی و خارجی است.
به باور ما راه برون رفت از معضلات پيش روی ، باور راستين و تکيه بر نيروی لايزال ملت است تا سرزمين مان ، ملت شريفمان و آينده جوانانمان در جهانی که گرداگردمان متجاوزان در کمينند ، به منبع الهام تمامی رهبران بزرگ که ملتهايشان بودند روی آورند ، نه با رفتارهای خشن و ممنوعيت ها ، نه با ايجاد سد و مانع کردن ها ، نه با خشونت ، اين دور بايد پايان يابد .
برای الهام گرفتن از ملت بايد زمينه های گزينش راستين نمايندگانش را در انتخابی سالم فراهم آورد. آزادی گفتار و نوشتار برای همه تضمين شود، زندان سياسی و عقيدتی نداشته باشيم، هموطنان کوچ کرده به هر دليل به ديار بيگانه اجازه بازگشت يابند، در غير اينصورت مجلس را نميتوان خانه ملت دانست و ميزان رأی ملت نخواهد بود و در اين صورت حاکميت ملی ،استقلال ،منافع ملی ،رشد و توسعه ، عدالت همگانی و حقوق قوم ها ، زنان و کودکان در جامعه از ديدگاهی خاص و تنگ نظرانه مد نظر قرار خواهد گرفت .
آيا بدون رعايت حقوق شهروندان بنيان های حاکميت ملت سست، نخواهد شد؟ آيا توجه نمی کنند اتخاذ تصميمات جناحی و رفتار "سکتاريستی " حکومتگران ، اصل جمهوريت را بی رنگ و بی رنگ تر کرده است ؟ آيا تنها با دادن شعار آزادی می توان به ندای شهيدان پاسخ درست داد که خواستی جز سربلندی ميهن و ملت ، استقلال و آزادی و عدالت همگانی نداشتند .بايد متوجه بود که اگر ميزان رأی ملت نشد ، جامعه زمينه ساز رشد خودکامگی وظهور خودکامگان می شود و به دوران ملوک الطوايفی و خان و خانی برگشت خواهد کرد و از حاکميت ملی و استقلال جز نامی نخواهد ماند .
امروز پرسش بزرگ اينست آيا تغييری در اين روابط ايجاد شده است که بايد انتظار موفقيت از منتخب مردم و يا از مجلسی که با اين محدوديت ايجاد شده است داشته باشيم ؟ به باور ما تا مردم نتوانند بدور از بند و بست و محدوديتها و اعمال نفوذهای خلاف اراده ملی و بدور از پالايش و تصفيه، نامزدهای برگزيده ی راستين خود را انتخاب کنند، نه مجلس و نه دولت دارای اختياری حتی در حد همين قانون اساسی فعلی هم نخواهند بود ...
اکنون که به شيوه های گوناگون مجال ورود به برگزيدگان واقعی ملت داده نشده است، مجلس را ديگر نمی توان خانه ملت ناميد و شرکت در چنين انتخاباتی نه تنها بی فايده بلکه به مسخره گرفتن ملت ايران است.
اديب برومند ـ مهندس عباس امير انتظام ـ دکتر سعيد آل آقا ـ مهندس فريدون آقاسی ـ خانم دکتر لقا اردلان ـ بانو فرشيد افشارـ دکترداودهرميداس باوند ـ مهندس مرتضی بديعی ـ دکتر جهانشاه برومند ـ دکتر بهروز برومند ـ تيرداد بنکدارـ خانم گيتی پورفاضل ـ سرهنگ بازنشسته نصرالله توکلی ـ بيژن جانفشان ـ عيسی خان حاتمی ـمهندس اسماعيل حاج قاسمعلی ـ دکتر علی حاج قاسمعلی-مهندس حميدرضا خادم ـ دکتر پرويز دبيریـ جمال درودیـ آرش رحمانی ـ حسين راضی ـ دکتر علی رشيدی ـ مهندس اشکان رضوی ـ غلامرضا رحيم ـ مهندس کورش زعيم ـ مهندس محمود زنديان ـ خسرو سيف ـ, دکتر خسرو سعيدی ـ رشيد مظفری سردشتی ـ مهندس حسين شاه اويسی ـ حسن شهيدی ـ حسين شاه حسينی ـ دکترعباسعلی صحافيان ـ مهندس مجيد ضيايی-پيمان عارف -مهندس حسين عزت زاده ـ محمود گرکين ـ علی اصغر فنی پور ـ دکتر محسن فرشاد ـ سرلشکر بازنشسته ناصر فربدـ حسن قديانی ـ دکترباقر قديری اصلی ـ هرمز مميزی ـ منوچهر ملک قاسمی ـ دکتر مهدی مويدزاده ـ دکتر حسين موسويان ـ فرزين مخبر ـ دکتر محمد ملکی ـ مهندس محمدرضا مسيبيان ـ مهندس علی اکبر معين فرـ خانم سيمين مخبرـ خانم پريچهر مبشری ـ دکترعلی اکبر نقی پور ـ ابوالفضل نيمآوری ـ مهندس بهرام نمازیـ مهندس حبيب يکيتاـ